هر لحظه دل مسافر بر جمکران شود باز هر سفر گذشت و تو آقا نیامدی سال ها ز پشت یکدگر آیند و می روند صبرم ز حد گذشت و تو آقا نیامدی امّید زنده بودنم آن وصل روی توست جانم ز لب گذشت و تو آقا نیامدی ترس از ندیدنت به غم اکبرم رساند کار از جنون گذشت و تو آقا نیامدی از فرط دوریَت همه دم دیده پر نم است اشکم زخون گذشت و تو آقا نیامدی در راه تو زجان و دلم مایه می نهم آب از سرم گذشت و تو آقا نیامدی ترک از تعلقات جهان می نموده ام دل از جَنان گذشت و تو آقا نیامدی غایت به زندگی من آن وصل کوی توست این عمر من گذشت و تو آقا نیامدی


هر لحظه دل مسافر بر جمکران شود باز هر سفر گذشت و تو آقا نیامدی سال ها ز پشت یکدگر آیند و می روند صبرم ز حد گذشت و تو آقا نیامدی امّید زنده بودنم آن وصل روی توست جانم ز لب گذشت و تو آقا نیامدی ترس از ندیدنت به غم اکبرم رساند کار از جنون گذشت و تو آقا نیامدی از فرط دوریَت همه دم دیده پر نم است اشکم زخون گذشت و تو آقا نیامدی در راه تو زجان و دلم مایه می نهم آب از سرم گذشت و تو آقا نیامدی ترک از تعلقات جهان می نموده ام دل از جَنان گذشت و تو آقا نیامدی غایت به زندگی من آن وصل کوی توست این عمر من گذشت و تو آقا نیامدی

Source link

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.